➷♥➹ᗰᗩᗪᗩᖇ➷♥➹
♫♪بــوســﮧ امــ نثــار تو مــاנر ڪــﮧ نـﮧ تڪــرار مــےݜــوےو نـﮧ تڪــرارے♫♪
قبول کردم و کلی هم نصیحتش کردم که مادرته بابا, اونم ابراز پشیمونی کرد و رفتم داخل آسایشگاه, پیر زن رو پیدا کردم, گفتم این امانتی مال شماس, گفت حامد پسرم تویی؟ باید تسویه کنیدحالا از من هی غلط کردم واینکه من پسرش نیستم ولی دیگه باور نمی کردن که باز این پیر زن و خوشحال کردم , هر چند که پسرش خیلی ... بود. رفتی بیرون به پسرم حامد بگو پرداخت شد , بیا تو مادر!!! :)))
نظرات شما عزیزان:
گفتم نه مادر, دیدم دوباره گفت حامد تویی مادر؟
دلم نیومد این سری بگم نه , گفتم آره, پیرزنه داد زن میدونستم منو تنها نمی ذاری,
شروع کرد با ذوق به صدا کردن پرستار که دیدی پسر من نامهربون نیست؟
پرستاره تا اومد گفت شما پسرشون هستید؟
تا گفتم آره دستمو گرفت, گفت 4 ماه هزینه ی نگهداری مادرتون عقب افتاده ,
آخر چک و نوشتم دادم دستش, ولی ته دلم راضی بود
اومدم از پیرزنه خدافظی کنم تا منو دید گفت دستت درد نکنه ,
قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |
درباره سايت

منوی سايت
نويسنده سايت
پيوند های روزانه
آرشيو سايت
پيوند ها
- ღ♥ امــیر ♥ღ
- ღ♥ تباבل لینڪ ♥ღ
- ღ♥ حسیـــــــــن ♥ღ
- ღ♥ פבیثــــــــــــہ جوטּ ♥ღ
- ღ♥ بے בریغ باش ♥ღ
- ღ♥ علـــــــــــــــــــــے ♥ღ
- ღ♥ چیمــــــــــــــــن♥ღ
- ღ♥ سجـــــــــــاد♥ღ
- ღ♥ شیمــــــــــا ♥ღ
- ღ♥ گذرگـــــاه عشق♥ღ
- ღ♥ شوک چـــــــــــــت ♥ღ
- ღ♥ شیرین عسلے♥ღ
- ღ♥زیست شناسے♥ღ
- ღ♥ڪــلبه مجازے مهدے ♥ღ
- ღ♥ باب اسفنجــــے ♥ღ
- ღ♥ ڪــلبــه تنهایے ♥ღ
- ღ♥ خاڪــ ســـــــــرخ ♥ღ
- ღ♥ سهم ؏ـݜــق من از زندگـــے ♥ღ
- جی پی اس موتور
- جی پی اس مخفی خودرو
لینک های مفید
طراح قالب
امكانات سايت
آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 14
بازدید هفته : 34
بازدید ماه : 32
بازدید کل : 63323
تعداد مطالب : 61
تعداد نظرات : 56
تعداد آنلاین : 1


کد ورود به چت روم






